رفـــق
رفق نویسی های راحــل...

امام خامنه ای:
16 آذر مال دانشجوى ضد نیکسون است، دانشجوى ضد آمریکاست، دانشجوى ضد سلطه است...

این «سه قطره خون سرخ» که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است...
اما دیروز، پیاده نظام ِ میر...
وسط همین دانشگاه
که هنوز خونهای به زمین ریخته اش تازه است
تصویر روح الله ِ انقلابمان را پاره کردند.... هیهات...
نمیدانستند تصویر روح ِ خدا، پس زمینهء همه تفکرات ما نقش بسته است
و امروز عکس سید علی، را قاب کرده ایم بر لوح دلمان ...
دیروز همین جوجه پیاده نظامهای میر...
ـ مجید توکلی ها را می گویم ـ بنی صدر وار گریختند از "رمی نی‏های ساندیس‏های " ِ دانشجوی بصیر ِبسیجی ِ کارت دار و بی کارت،
اما چه زود، سه راهی سوراخ موشهایی که اجاره کرده بودند، رسوای خاص و عام شدند...!
یادشان رفته بود انگار
این خونهایی که بر زمین ریخته است هنوز جوشان است ...
و از هر قطره آن، هزار فدایی ِ سید علی، به پاخاسته است....
فداییان سید علی هنوز زنده اند...
 
پ.ن: روز دانشجو گرامی
پ.ن: یادمان نرفته است 16 آذر 88 را که پیاده نظام ِ میر... چه کرد وسط همین دانشگاه...
 
[ چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ راحل... ] [ نظرات () ]
درباره رفق

پای ما مسافر است، ما رحل سفر بسته ایم از خود... و ما همه «راحل»ـیم از رفق این خاک.
و سه نقطه «...» نام دیگر من است، وقتی سکوت، جزئی از بودنم می شوند گاه؛ و این سه نقطه ها می شوند تمام حرفهایی که برای نگفتن دارم...